معين الدين محمد زمچى اسفزارى
48
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
مرا هم كام و هم نام است و هم شغلست و هم دولت * خداى از من همى داند كه شكر است اين نه رعنائى « 1 » مدتها است كه بموايد نعم و فوايد كرم و ميامن همم و محاسن شيم اين حضرت عليا ايام و ليالى باصناف مواهب متوالى گذرانيدهايم ، و ابواب نعمت و نقمت و اسباب رحمت و زحمت بر دوست و دشمن و نيك و بد و موافق و منافق مفتوح و متصل داشته ، و به حكم : اعملوا آل داود شكرا ، شكر اولياى نعم بر ذمه طوايف امم از مجرم و محسن و كافر و مؤمن امريست لازم و حقى است متحتم . لخواجه عماد رح « 2 » : ولى نعمتانرا ثنائى بگو * جوان دولتانرا دعائى بگو مى تلخ خوارى كسى نوش كرد * كه حق عزيزان فراموش كرد و بر اقاصى و ادانى ظاهر است كه حقوق نعمت حضرت سلطانى درباره ما از مالى و جاهى و جانى از آن مرتبه متجاوز است كه بشكر كمى از بسيار و عذر يكى از صد هزار قيام توان نمود ، اما در مقام عجز و نقصان در اداى آنچه [ توان اهمال جايز نتوان داشت و از روى عجز و انكسار و قصور آنچه ] « 3 » در وسع گنجد از ذكر ايادى حضرت ولى النعمى بر لوح بيان بايد نگاشت . اكنون دواعى خاطر بر آن متوجه است كه در شرح بعضى اوضاع و اوصاف بلدهء قدس مطاف هرات صينت عن الحوادث و النكبات كه
--> ( 1 ) - رعنائى : از رعن . رعنا و رعونة : حمق . استرخا . كان اعوج فى كلامه . و در فارسى بمعنى سست عنصرى و سبكى يا بگفته فرهنگ آنندراج خودآرائى . ( 2 ) - خواجه عماد : شايد مراد عماد زوزنى است كه از ملوك زوزن از توابع خواف بوده از مشاهير شعراى خراسان است معاصر ابو حامد زين الدين محمد طوسى الغزالى الشافعى ( 505 - 450 ه ) بوده و به او ارادت ميورزيده است . و شايد مراد عماد فقيه كرمانى باشد كه در زمان آل مظفر در آنديار بشعر و عرفان شهرت داشته و در سال 773 ه در كرمان وفات يافته است . يا خواجه عماد الدين لارى و خواجه عماد يزدى باشد كه از سخندانان خطهء فارس بودهاند ؟ . تذكره « فردوس خيال » و « عرفات العاشقين » . ( 3 ) - عبارت : [ توان اهمال جايز نتوان داشت و از روى عجز و انكسار و قصور آنچه ] از زيادات مج است . مك : در اداى آنچه در وسع گنجد از ذكر .